مهمانیِ خدا

خاطراتی از شهید مجتبی عباسی، مصاحبه با خانواده و دوستان شهید

شعار روی پیراهن، شعار روی مزار

به روایتِ برادر شهید

مجتبی روی پیراهنش نوشته بود:

“درد هر تیر و ترکشی را تحمل میکنم، ولی اندوه خمینی را هرگز”

این شعار، برآمده از عمق جانش بود. ما هم همین جمله را روی سنگ مزارش حک کردیم.

او ارادت خاصی به امام داشت و مطیع امر رهبر بود.

بچه مسلمان

به روایتِ سید مجتبی محمدی (دوست شهید)

مجتبی اعتقاد جدی به انجام کار فرهنگی داشت. خودش هم در تمام مراسمات جماعات و نمازهای جمعه حتما حضور می یافت و می گفت: به عنوان یک بچه مسلمان باید تمامی شعارهای اسلامی را حفظ کنیم.

او همچنین معتقد بود باید خودسازی بکنیم که بتوانیم در آینده مورد تایید واقع شویم.

مهمانیِ خدا

به روایتِ خانواده شهید

آخرین بار که به مرخصی آمده بود، دائما از شهادت حرف می‌زد و با اطمینان می‌گفت: این دفعه آخر است…

سفارش کرد که خبر شهادتم را به پدرم ندهید. به عمو بگویید. من کمتر از یکماه دیگر برمی‌گردم…

وقتی رفت، در آخرین نامه اش که به دستمان رسید، باز همان حرف را زده بود. برایمان نوشته بود: ما به میهمانی خدا می‌رویم.

و یک هفته بیشتر از تاریخ نامه نگذشته بود که مجتبی به میهمانیِ خدا رفت…

کبوترِ خبررسان

به روایتِ خانواده شهید

درست در همان روزی که مجتبی به شهادت رسیده بود، کبوتری سفید بالای خانه مان می‌گشت و دور می‌زد، نه می‌نشست و نه می‌رفت… برایمان عجیب بود که حکایت پرواز این پرنده چیست؟…

تا اینکه چیزی نگذشت که خبر شهادت مجتبی آمد.

منبع: گنجینه ل۱۰

مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx