دسته: خاطرات

۰

دلنوشته شیخ محسن!

«شیخ محسن» یک طلبه رزمنده است که همراه صدها رزمنده دیگر برای دفاع از حرم مطهر حضرت زینب(س) و مبارزه با گروهک‌هایی تکفیری به سوریه رفته است. او متنی کوتاه در وصف مادران شهدا...

۰

گره گشا

سردار شهید حاج غلام به روایتِ سردار حمید تقی زاده (فرمانده گردان حضرت علی اکبر علیه السلام) خط عمل ما در سمت راست جاده قدیم شلمچه و ۱۹ فجر سمت چپ بود. بعد از...

۰

پسرم رضا

درباره شهید رضا عبدی (فرمانده گردان قمر بنی هاشم) به روایتِ خانم اعظم شیرازی (نامادریِ شهید) “مادرش را از دست داده بود و ۴ ساله بود که بنا شد مادرش شوم. نمی دانم من...

۰

درباره شهید عباس نایب کبیر

خاطره از سید جعفر نوابی: با شهید عباس نایب کبیر در بهداری لشکر۱۰ سیدالشهدا علیه‌السلام آشنا شدم. من انترن بودم و از مشهد اعزام شده بودم. ایشان هم سرپرست بهداری بود. در عملیات بیت...

۰

شهیدی به روایتِ شهید دیگر

شهید مدافع حرم «حسن قاسمی دانا» به روایتِ شهید مدافع حرم «مصطفی صدر زاده» دو خاطره زیر توسط شهید «مصطفی صدر زاده» فرمانده تیپ عمار لشکر فاطمیون در مورد شهید مدافع حرم حسن قاسمى...

۰

اولین پایگاه بسیج!

شهید حسن احسانی نژاد به روایتِ برادر ملا نوری (همرزم شهید): اوایل انقلاب من به همراه تعدادی از جوانان در گروهی به نام “المراقبون”، منتسب به آقای خلخالی، در کرج فعالیت می کردیم. این...

۲

ندیده عاشقت شدم!

شهید مجید سرچمی به روایت برادر سعید زاغری روز نهم اسفند ۱۳۶۴ بود و ما به همراه گردان زهیر مشغول پدافند در خط کارخانه نمک فاو بودیم که من مجروح شده و به بیمارستان...

۰

خیلی کار داریم!

شهید حسن احسانی نژاد به روایتِ آقای جهان خواه (پدر همسر شهید): در محل کارم بودم. ساعت حدود ۹ صبح بود که حالتی بین خواب و بیداری به من دست داد. احساس کردم چهار...

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس