نگرانی‌های شهید احمد غلامی

با اینکه در کارزار جبهه و جنگ، خیلی‌ها تشنه‌ی شهادت بودند و دعای خیرشان برای هم شهادت بود، اما حاج احمد دغدغه‌هایش فرق داشت…

همیشه می‌گفت:

برای سلامتی دوستانتان دعا کنید،

بچه‌ها می‌دانید چندین مادر داغدار شده‌اند تا فرمانده‌های با تجربه‌ی ما فرمانده شوند؟

می‌دانید صدها نفر شهید شده‌اند تا احمد ساربان و امثالهم به این تجربه برسند؟

فرمانده‌هان ما در مراکز علمی و دانشگاه فرمانده نشده‌اند،

خاک جبهه‌ای را خورده‌اند که با خون شهدا رنگین شده، پس برای تندرستی و عافیتشان زیاد دعا کنید که انقلاب ما به وجود آنها نیاز دارد.

همیشه قبل عملیات دست به دعا بر می‌داشت و می‌گفت: خدا نکند در این نبردهای سخت و سرعتی دوستان عزیزم را از دست بدهم، چرا که بودنشان در پیروزی ما تاثیر فوق‌العاده دارد.

برگرفته از کتاب خاطرات شهید

دیدگاه بگذارید

avatar
  مشترک شدن  
اطلاع رسانی کن