خاطرات

ابوالفضل های شبیه به هم

درباره شهید ابوالفضل اسماعیلی ابوالخیری به روایتِ خواهر شهید هنوز انقلاب نشده بود که ابوالفضل آرزوی شهادت داشت... همیشه می‌گفت: کاش می‌توانستم به جبهه های فلسطین بروم و با کفار صهیونیست بجنگم تا به شهادت برسم. وقتی مبارزات انقلاب شروع شد، او جزء…

خاطرات

خاطراتی درباره شهید سعید ناصری

خاطراتی درباره شهید سعید ناصری مهندس کوچک برادرم سعید؛ بچه ای با اخلاق و اهل مطالعه و کارهای فنی بود. همیشه خودکار و خط کش دستش بود و سرش توی نقشه کشی بود. بهمین دلیل تصمیم گرفت به هنرستان برود. هیئتی برای کربلاییان…

شهدا

شهید سعید ناصری

نام : سعید نام خانوادگی : ناصری نام مادر : غنچه نام پدر : حبیب الله تاریخ تولد : 1348/4/1 محل تولد : خلخال، میانه، روستای استانجین وضعیت تاهل : مجرد میزان تحصیلات : سوم متوسطه سن : 18 سال تاریخ شهادت :…

خاطرات

بچه های علی آباد

درباره شهید سعید ناصری به روایتِ محمد اصلانی (دوست و همرزم شهید) پاییز سال 66 بود و گردان زهیر به نیروهایش مرخصی داده بود. من هم به مرخصی آمدم و بعد از سلام و علیک مختصری با خانواده، ساکم را زمین گذاشتم و…

دل نوشته

ما جنگ طلب نیستیم!

ما جنگ طلب نیستیم ولی عجیب دلمان برای آن روزها تنگ شده است. همان ۸ سال دفاع مقدس همان ۸ سالی که در آن، بعضی ره صد ساله را یک شبه رفتند همان ۸ سالی که در آن، هر کسی هر چیزی که…

یادها

چرا دفاع؟ چرا مقدس؟

عملیات کربلای 5 بود... بعد از پنج شش روز نبرد سنگین، بازگشتیم به طرف اردوگاه. پنج شش روز جنگ، پنج شش روز تجهیزات و بدو بخیز و تیراندازی و خط و پدافند و پاتک و خمپاره و دوشکا و ترکش و خاک و…

خانهدسته‌هاحساب کاربریسبد خرید
جستجو کردن