برچسب: خاطره

۰

خاطراتی از شهیدان محمد و محمود موافق

به روایتِ احمد شایگان (همرزم شهیدان موافق) جبهه واجب‌تر از برادر است محمد موافق اخلاق به‌خصوصی داشت. روابط عمومی بالایی داشت. دوست داشت نیروهایش متکی به خودشان باشند. تکواندوکار بود و ورزش‌های رزمی انجام...

۰

خادم لشکر ۱۰

در جزیره مجنون، من ۱۵ سال بیشتر نداشتم با جثه ای کوچک. یک شب که مشغول نگهبانی بودم، دیدم از روبه‌رو، یک عراقی قدبلند و رشید دارد می آید. با خودم گفتم: یک ایست...

۰

خلنگ‌زار اسارت

درباره شهید رضا ایزدیار در روزگاری که دنیا، ظلمت و پلیدی را آبستن بود، غیور مردانی از سرزمین دل ها پر کشیدند تا میان خلنگ‌زارهای اسارت، گلستان آزادی را به ملت های بی گناه...

۰

کوه غم

روایتِ سردار هادی (فرمانده گردان المهدی) درباره شهید قربان ابراهیمی مرحله سوم عملیات کربلای ۵ بود… حدود ساعت هفت صبح توی بیسیم گفتند: «حاج قربان ابراهیمی‌ شهید شد.» حاج قربان توی نخلستان خوب کار...

۰

جنگ و لودرچی

درباره شهید حسین دولت آبادی در برشی از کتاب “جنگ و لودرچی” که روایت زندگی شهید غلام علی(حسین) دولت آبادی فراهانی است، چنین آمده: «حسین نسبت به مراقبت از بیت‌المال، حساسیت زیادی داشت. با...

۰

شهید باران…!

مقطعی از عملیات کربلای ۵ به روایتِ سردار هادی بعد از یک عملیات نفس‌گیر و طاقت فرسا، همراه بچه‌ها سوار شدیم که برویم عقب. سپیده‌ی صبح داشت آسمان را روشن می‌کرد. دیگر جاده پیدا...

۰

چراغ‌خاموش تا ته گودال!

خاطره برادر صفرعلی جعفرپور درباره عملیات والفجر ۸ با توجه به اینکه مقررشده بود برای انحراف دشمن بعثی و سرگرم کردن آنها در شب قبل اجرای عملیات والفجر۸؛ عملیات ایذایی در جزیره ام الرصاص...

۰

عذاب وجدان

بخشی از دستنوشته‌های سردار شهید احمد غلامی: یک عملیات غیر منتظره به تیپ محول شده بود. شکر خدا آموزش های لازم را دیده بودیم. اصلا یکی از دلایل انتخاب یگان ما موفقیت‌های بچه ها...

۱

درگیری در اتاق فرماندهی!

سردار فضلی به روایتِ سردار خادم بیش از سه دهه است که سردار فضلی را می‌شناسم. شخصیت بزرگ او، ابعاد مختلفی دارد و گفتگو درباره همه این ابعاد، زمان زیادی می‌طلبد، اما… آب دریا...

۰

سفرِ طولانی

درباره شهید محمد کاشیها به روایت همسر شهید: همواره مسافر جبهه ها بود. انگار یک دم در خانه آرام و قرار نمی گرفت. مجروح که می شد، به محض این که زخم هایش کمی...