۶۰ ماه کار در ۶ ماه زمان!

شهید حسن احسانی نژاد به روایت برادر علی کرمی (همرزم شهید):

شهید حسن احسانی نژاد به سختی توانست فرماندهان را راضی کند تا با جبهه رفتنش موافقت کنند.

پس از ورود ایشان به منطقه، با توجه به شناختی که از وی وجود داشت، مسئولیت خطیر ستاد تیپ به ایشان محول شد و این در حالی بود که تیپ به لحاظ ستاد با مشکلات وافری مواجه بود. اما در مدت کوتاه ۶ ماه تصدی مسئولیت ستاد توسط ایشان، بسیاری از مشکلات حل شد و فرماندهی بدون نگرانی نسبت به مسائل ستادی و اجرائی، با اعتماد کامل، کلیه امور را به ایشان محول نمود و خود به امور جاری پرداخت. کلیه فرماندهان و مسئولین تیپ (که اکثر آنها بعدها به صف شهدا پیوستند) اذعان داشتند که حقیقتا کاری که در آن مدت کوتاه در ستاد تیپ انجام شد، باورنکردنی بود و این به دلیل لیاقت، خوش فکری و درایت و احساس مسئولیت شدید و ادای تکلیف شهید احسانی نژاد بود.

وی در همان بدو ورود به جبهه مسئولیت ستاد تیپ سیدالشهدا را پذیرفت و باید برای عملیات والفجر ۸، آمادگی کامل تیپ را برقرار می کرد که به خوبی از عهده مسئولیت خطیرش برآمد.

حضور قوی تیپ در چنین عملیات بزرگی، به پشتوانه یک ستاد قوی و مقتدر بود. ستادی که با مسئولیت و تلاش شبانه روزی شهید احسانی نژاد اداره می شد.

وی حتی در ساعات معدود استراحت هم دائما به فکر بچه های جلو و مستقر در خط بود: “آیا آب بهشان رسید؟ آیا غذا دارند؟ مهمات چه شد؟ و…”

***

از زمان حضور شهید احسانی نژاد در جبهه تا زمان شهادتش، ۶ ماه گذشت؛ اما در این مدت به اندازۀ ۶۰ ماه کار شد تا جایی که تیپ سیدالشهدا علیه السلام در عملیات والفجر ۸ که اولین مأموریتش بود، به خوبی ظاهر شد و بلافاصله راهی مأموریت فاو شد.

اولین واحدی که جهت استقرار، راهی فاو شد؛ ستاد تیپ بود.

با هم رفتیم و در محلی که برادران شناسایی مشخص کرده بودند، مستقر شدیم. در حین استقرار، از آنطرف آب (قسمتی که خانه های سازمانی بود و محل عقبۀ تیپ) بی سیم زدند و احسانی نژاد را خواستند. او هم بلافاصله سوار بر قایق شد که برود. گفتم: صبر کنید با هم برویم. گفت: شما بمانید همین جا. من می روم و زود برمی گردم.

یک ساعت بعد، خبر آوردند که احسانی نژاد شهید شد.

ظاهرا او را برای حضور در جلسه ای فرا خوانده بودند، اما پیش از جلسه، موشکی می آید و او و جنگروی را به شهادت می رساند. تعدادی هم در آن سانحه مجروح شدند؛ ازجمله حاج علی فضلی که یک چشم خود را از دست داد.

وقتی پیکر شهید احسانی نژاد را دیدیم، نیمی از سرش نبود و آستین هایش هم بالا بود. گویا در حین وضو به فیض شهادت رسیده بود.

***

چیزی نگذشت که از فرماندهی قرارگاه ابلاغیه آمد که تیپ سیدالشهدا علیه السلام به دلیل اقتدار بالایش در آن مدت، به لشکر تبدیل شد.

گنجینه لشکر ۱۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس