هدیه‌ای از طرف خدا

حاج احمد، تابستان سال ۱۳۶۲ برای شناسایی خطوط دشمن به جبهه های شمالغرب اعزام شد.

در برگشت از ماموریت در ارتفاعات “بمو” با توجه به اینکه کارشناسایی آنها ۶ روز به طول انجامیده بود با میدان مین نامنظمی که توسط دشمن احداث شده بود مواجه ‌شدند و پای راست حاج احمد عراقی در اثر برخورد با مین از زیر زانو قطع شد.

خود حاج احمد تعریف می‌کرد:

«جایی که روی مین رفتم درست زیر دید دشمن بود. برای همین، با وجود اینکه پای راستم به شدت آسیب دیده بود، با همین پای مجروح صدها متر دویدم تا خود را به یک شیار امن رساندم. دشمن تمام منطقه را با منور روشن کرده بود و دنبال علت انفجار می‌گشت، ولی از آنجایی که خدا می‌خواست، چون منطقه کوهستانی و محل تردد گرازها بود، ۲ گراز پایشان با مین برخورد کرد و صدای انفجار دوم شنیده شد.

دشمن هم به خیال آنکه انفجار قبل هم به دلیل رفتن گراز روی مین بوده؛ حساسیتش از بین رفت.


هوا خیلی تاریک بود و برادری که همراه من بود متوجه رفتن من روی مین نشده بود. من هم چیزی نگفتم تا اینکه از شدت ضعف افتادم و او تازه فهمید قضیه چه بوده. به من گفت تو داخل این شیار بمان تا من بروم کمک بیاورم. وقتی او رفت من کالک و قطب نما و دوربین شناسایی را مخفی کردم که یکوقت دست دشمن نیفتد. نارنجکی که همراه داشتم را هم ضامنش را کشیدم تا اگر گشتی های دشمن آمدند با آنها مقابله کنم.»


وقتی نیروی کمکی رسید که حاج احمد از شدت خونریزی بیهوش افتاده بود.


او بعد از بهبودی نسبی با پای مصنوعی به جبهه بازگشت و در چندین عملیات شرکت کرد تا نهایتا در فروردین سال ۱۳۶۶ در عملیات کربلای ۸ به شهادت رسید.

۶ دیدگاه ها

  1. ۲۱ بهمن ۱۴۰۱ در ۲:۰۲ ق٫ظ

    محمود رحمانی فر

    پاسخ

    سلام حاج احمد عزیز روحت شاد

  2. ۸ بهمن ۱۳۹۹ در ۱:۴۷ ب٫ظ

    حمید رضا اجاق فقیهی فقیهی

    پاسخ

    سلام
    سید احمد عراقی از رزمندگان وفرماندهان قهرمانی بود مانند دیگران فرماندهان ورزمندگان.
    رشادت در شناسایی وحضور در عملیات ها شجاعتش واقعا زبان زد هست،
    خدا انشاالله این سید اولاد پیامبر را از ما رازی کند. التماس دعا

  3. ۲۱ اسفند ۱۳۹۸ در ۷:۱۸ ب٫ظ

    ناشناس

    پاسخ

    عکس با متن مرتبطه آیا؟ توضیحی نداره.

    1. ۲۳ اسفند ۱۳۹۸ در ۰:۲۰ ق٫ظ

      admin3

      پاسخ

      خیر عکس این خاطره خاص موجود نیست.

  4. ۲۱ اسفند ۱۳۹۸ در ۷:۱۷ ب٫ظ

    ناشناس

    پاسخ

    واقعا خاصیت اون گرازها از خیلی از ما بیشتره اونا به یه دردی خوردن ولی ما چی… شهدا شرمنده ایم

  5. ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ در ۴:۲۲ ب٫ظ

    ناشناس

    پاسخ

    انشالله در پناه حضرت صاحب الزمان عجل الله موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سایر شهدا

درباره شهید

مادر مژده بده

درباره شهید سید آیت الله طبائی عقدائی به روایت مادر شهید شبهای جمعه که می شد، سید معمولا می رفت تهران تا در مراسم دعای

درباره شهید

“روح خدا” در “راه خدا”

وقتی وصیتنامه های شهدا را تورق می‌کنیم، درمی‌یابیم که بیشتر آنها گفته اند: امام را تنها نگذارید آری شهدا عاشق امام خمینی بودند و گویی

درباره شهید

محمد؟ یا اسلام محمد؟

درباره شهید سید آیت الله طبایی عقدایی به روایت پدر شهید پسرم در جبهه بود که پسرش به دنیا آمد. وقتی برگشت، خودش اسم “محمد”

درباره شهید

نشانۀ خدا

درباره شهید سید آیت الله طبایی عقدایی به روایت پدر شهید خدا او را در ماه رمضان، ماه مهمانی خودش به ما داد. او برای

خانهدسته‌هاحساب کاربریسبد خرید
جستجو کردن