کمی دیگر بمان…

هرچند امیدی به زنده ماندنش نمی رفت ولی سریع او را به اورژانس برده و از آنجا به سرعت با هلیکوپتر به یکی از بیمارستانهای شیراز منتقل کردند.

سال 1364 در عملیات والفجر 8، از ناحیه سر مورد اصابت قرار گرفت و پیکر پاکش جهت انتقال به معراج شهدا در آمبولانس گذاشته شد.

حین راه، متوجه شدند که معاون اطلاعات و عملیات لشکر ۱۰ سیدالشهدا علیه السلام شهید نشده و نفس می کشد.

هرچند امیدی به زنده ماندنش نمی رفت ولی سریع او را به اورژانس برده و از آنجا به سرعت با هلیکوپتر به یکی از بیمارستانهای شیراز منتقل کردند.

جراحت سرش خیلی شدید بود

اما

عزت الله اوضح به دست مبارک حضرت زهرا(س) شفا یافت. رازی که خواسته بود تا زمانی که زنده است، فاش نشود…

شهید عزت الله اوضح؛ که سه سال بعد، یعنی سال 1367 درحالیکه 22 سال داشت، در ارتفاعات شیخ محمد سر بر دامن بانوی دو عالم گذاشت.

روز تشییع شهید عزت الله اوضح، همه اشک می ریختند…

نمی دانستند چگونه گردن تکه تکه شده پسر را نشان پدر دهند…

اما پدر، امانتش را به بهترین نحو تقدیم صاحبش کرده بود و اگرچه دیگر عزت الله را نداشت، اما به برکت خون او، خداوند چنان عزت نفسی به او هدیه کرده بود که خودش دیگران را نیز دلداری می داد و می گفت ناراحت نباشید…

آری،

پدر، محکم و با صلابت، در حالیکه خلعت تبرک شده خانه خدا را در دست داشت، بر پاره های گردن پسر، بوسه زد و آن را بست. پیکر پاک عزت الله در میان سیل اشک و اندوه و ناله، در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) طواف داده شد و سوی رفقای شهیدش در بهشت زهرا سلام الله روانه شد.

سایر شهدا

2 دیدگاه ها

  1. 3 آوریل 2020 در 3:55 ب.ظ

    خاک پای شهدا

    پاسخ

    بسیار سایت خوبی است و حال و هوای خوبی دارد

  2. 29 مارس 2020 در 3:33 ب.ظ

    ناشناس

    پاسخ

    کی بشه کاسه عمر ما هم پر شه بریم راحت شیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانهدسته‌هاحساب کاربریسبد خرید
جستجو کردن