فرش قرمز!

 

در عملیات عاشورای ۳، عمق میدانی چند صدمتر بود و قاسم مسئول یک معبر بود. او در مسیر معبر از ناحیه شکم مجروح شده بود اما به انتهای سیم خاردارها و زیر کمین عراقی‌ها رسیده بود که درخواست مواد منفجره کرد؛ می‌خواست قبل از آنکه رمز آغاز عملیات اعلام شود، سیم خاردارها را منفجر کند.

اما قاسم به مواد منفجره و قفل‌بر دسترسی نداشت. تنها توانست خودش را روی سیم خاردار بیندازد و بیش از ۱۰۰ نفر را از روی خودش عبور بدهد!…


بچه ها قبول نمی کردند که از روی قاسم عبور کنند چون باید دورخیز می کردند و با پرش، پا روی بدن او می گذاشتند و این یعنی فرو رفتن سیم خاردارها در بدن او…

اما قاسم آنها را به حضرت زهرا (س) قسم داد و گفت: از روی من عبور کنید وگرنه خط در این نقطه شکسته نمی‌شود و همه بچه‌های داخل معبر در این چند صدمتر، قتل عام می‌شوند.


به این ترتیب قاسم جانفشانی کرد و رزمندگان را از روی خود عبود داد.

بدن قاسم به شدت مجروح شده و به‌ خاطر فشار سیم خاردار، سوراخ سوراخ شده و رعشه گرفته بود، اما شهید نشده بود. بدن خونین او همچون فرش قرمزی بود که زیر پای رزمندگان پهن شده بود…


شهید قاسم اصغری چندین ماه در بیمارستان بانک ملی بستری شد؛ و به محض ترخیص، دوباره به جبهه برگشت و حماسه ها آفرید تا آنکه چند سال بعد به آرزوی دیرینه اش رسید.

یک دیدگاه

  1. ۲۸ دی ۱۳۹۸ در ۸:۰۲ ق٫ظ

    طامیم

    پاسخ

    درست مثل فرش قرمزی که سلبریتی ها از روش رد میشن!!!!!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سایر شهدا

درباره شهید

مادر مژده بده

درباره شهید سید آیت الله طبائی عقدائی به روایت مادر شهید شبهای جمعه که می شد، سید معمولا می رفت تهران تا در مراسم دعای

درباره شهید

“روح خدا” در “راه خدا”

وقتی وصیتنامه های شهدا را تورق می‌کنیم، درمی‌یابیم که بیشتر آنها گفته اند: امام را تنها نگذارید آری شهدا عاشق امام خمینی بودند و گویی

درباره شهید

محمد؟ یا اسلام محمد؟

درباره شهید سید آیت الله طبایی عقدایی به روایت پدر شهید پسرم در جبهه بود که پسرش به دنیا آمد. وقتی برگشت، خودش اسم “محمد”

درباره شهید

نشانۀ خدا

درباره شهید سید آیت الله طبایی عقدایی به روایت پدر شهید خدا او را در ماه رمضان، ماه مهمانی خودش به ما داد. او برای

خانهدسته‌هاحساب کاربریسبد خرید
جستجو کردن