شهید محبوب عقیلی خسروشاهی

نام: محبوب

نام مستعار: مسعود

نام خانوادگی: عقیلی خسروشاهی

نام مادر: کلثوم

نام پدر: داوود

تاریخ تولد: ۱۳۴۱/۵/۱۶

محل تولد: تهران

وضعیت تاهل: مجرد

میزان تحصیلات: دیپلم اقتصاد

سن: ۲۴ سال

تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱۰/۱۶

محل شهادت: شلمچه

عملیات: کربلای۵

گردان: حضرت قاسم

یگان خدمتی: لشکر ۱۰ سیدالشهدا علیه‌السلام

مسئولیت: آرپی‌جی زن

مزار: تهران، بهشت زهرا(س)، قطعه۵۳، ردیف۱۱۹، شماره۱۳

  • یک سال اضافه تر از خدمت سربازی اش در جبهه ماند و سرانجام به فیض شهادت رسید.
  • پیکرش در شلمچه ماند و ۱۱ سال بعد به آغوش خانواده بازگشت.
  • در کودکی دو بار تا نزدیک مرگ رفته بود و خداوند دوباره او را به خانواده اش برگردانده بود.
  • در سال آخر دبیرستان، شهادت دوستش خیلی بر روی او تاثیر گذاشت و او را راهی جبهه کرد.

شهید محبوب خسروشاهی ۱۶ مرداد ۱۳۴۱ در تهران دیده به جهان گشود. او در دوران تحصیل، شاگردی ممتاز و نمونه بود و دوران دبستان خود را با موفقیت پشت سر گذاشت و وارد دوره ی راهنمایی شد. این دوره هم به نحو احسن گذراند و تا قبل از شهادت تحصیلات خود را به پایان رساند.
طنین انقلاب درحالی از کوچه خیابان های شهر به گوش می رسید که محبوب ۱۶ سال بیشتر نداشت. او نیز با خیل جمعیت همراه شد و تمام تلاش خود را کرد تا مخالفتش را با رژیم شاه اعلام کند و هر کاری از دستش ساخته بود مضایقه نمی کرد.
محبوب داوطبانه به سربازی رفت و هنگامی که فرمان امام را برای تشکیل بسیج مستضعفین شنید وارد ارتش بیست میلیونی شد.

محبوب خسروشاهی یک سال اضافه تر از خدمت سربازی اش در جبهه ماند و خدمت کرد. شور عاشقی او را به عملیات کربلای ۵ کشاند و در منطقه شلمچه به دیدار حق شتافت و به فیض شهادت رسید. پیکرش همانجا ماند و پس از یازده سال بازگشت و پدر و مادر را از چشم انتظاری درآورد. مزار پاکش در قطعه ی ۵۳ بهشت زهرا قرار دارد.

بسم رب الشهداء و الصدیقین

وصیت نامه اینجانب مسعود عقیلی خسروشاهی

پس از تقدیم عرض سلام خدمت یکایک عزیزان، با درود بر روان پاک شهدا و امید از درگاه خداوند برای طول عمر امام عزیزمان مطالب زیر به حضورتان معروض می گردد.

عزیزان، راه مشخص است و هدف طریق خداوند از میان تمام راه ها مشخص‌تر و جاده هایش با وجود امام عزیزمان منور است، پس این سید را رها نکنید و پشتیبان ولایت فقیه و امام باشید.
می خواستم مطلبی بنویسم و با خودم این خیال را می کردم که این مطلب تازه و بدیع باشد، دیدم درباره‌ی چه چیزی بگویم. دیگر امت اسلامی ما شکر خدا به آن درجه از رشد رسیده و سرنوشتش عبرت آموز است و راهی که دارد می رود مانند آهنربا انسان ها را در جهان به دنبال خود می کشد. البته بگذریم از گروه هایی که هنوز این انقلاب در دل سنگ آنها اثر نگذاشته یا گروه های سست ایمانی که در یک حمله یا جایی تا یک شهید می بینند ندای خستگی از جنگ را سر می دهند و به جای اندیشیدن درباره‌ی راه و هدف شهیدان می نشینند و می گویند فلانی حیف شد، بیچاره، ناکام و اگر زنده بود و جبهه نمی رفت فلان می کرد، مثلا زن می گرفت، برای خودش صاحب مال و منال و خانه و زندگی و غیره می شد.

ولی من به شما می گویم اگر همین شهیدان زبان باز می کردند می گفتند حیف خودتی و ناکام و بیچاره هم خودتی و زندگی فقط خوردن و خوابیدن و زن و فرزند و ثروت و شهوت نیست.

شهادت موفقیتی است خداوندی که شامل هرکس و هر آدمیزادی نمی‌شود و خوشبخت‌تر از شهید در جهان خودش است. وقتی خداوند می خواهد شهادت را عرضه کند شهید با تمام وجود آن را می خرد.

خب در مورد گروه اول هم سعی کنید با نصیحت، البته امر به معروف و نهی از منکر نباید از حد خود تجاوز کند باشد که خون همین شهیدان خود ندادهنده است و وجدان های خفته را بیدار می کند به شرطی که در پاسداری از آن کوشش شود.

خب دیگر عرضی نیست. در پایان خدمتتان عرض کنم که دفترچه ای دارم که محمد می داند، نمازهای قضایم را در آن نوشته ام و هرچه جای خالی باشد آن را بشمارید و بدهید برایم بخوانند. همچنین یک ماه روزه ی قضا دارم.

در ضمن هرچه که از بسیج (منظورم حقوق است) دادند آن را بدهید به آقا جان و سعید عزیز هم زحمت می کشد و از آن پول (حقوقم) ۸۰۰ تومان به تقی کباری و ۲۰۰ تومن به سید علی موسوی که آدرس آنها توی کیف هایم می باشد بدهد.

خب ان شاءالله که آقاجان و مامان و شما عزیزان حلالم کرده باشید.

دیگر عرضی نیست. همه تان را به خدای بزرگ می سپارم.

والسلام

مسعود عقیلی خسروشاهی

۶/۶/۱۳۶۵

نمایه محتوا: گنجینه ل۱۰ / تولید

مطالب مرتبط

گالری تصاویر

مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx