بوسیدن شهیدان…

درست است که همیشه در جنگ و محیط های نظامی بوده، اما خلق و خویش جنگی نیست. روی باز و خوش برخوردی اش را هر کسی که از نزدیک او را دیده باشد، شهادت می دهد.

چنان با محبت و متواضع است که برایش فرقی نمی‌کند کسی که مقابلش است فرمانده لشکر است، فرمانده گردان یا یک آدم عادی. اگر ۵۰ نفر همزمان با او برخورد کنند، فرد عادی و فرد صاحب منصب، تفاوتی در رفتار او پیدا نمی کنند.

 

در دوره دفاع مقدس هم همینطور بود.

فرمانده لشکر بود، اما همیشه پیش از عملیاتها می ایستاد و با فرد فرد رزمندگان روبوسی می کرد!

روبوسی با فرمانده لشکر… فرصت نابی بود برای رزمندگان…

بعضی دو بوسه، بعضی سه تا، بعضی هم ۴ تا!

بعضیها هم دل به دریا می زدند و پیشانی فرمانده را هم می بوسیدند.

پیدا می شدند کسانی که دل از او نمی کندند و بعد از ماچ و بوسه، فرمانده را در آغوش می گرفتند.

فرمانده، با آن قد و بالای رعنایش، گاه باید تا کمر خم می شد.

تا آخرین نفر را با روی باز می بوسید و با دعا و سلام و صلوات، راهی عملیات می کرد.

فرمانده خوب می دانست دارد کسانی را می بوسد که تا ساعاتی دیگر، در آغوش ملائکه اند…

۱ دیدگاه

  1. حیدری گفت:

    مطلبتون درباره سردار حاج علی فضلی زیبا و واقعی بود دستتان دردنکند ایشان حقیقتا همین طور هستد خداود حفظشان فرماد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس