خاطرات

آخرین ملاقات

علی رغم سختی هایی که در کار خود داشت، بسیار آرام و مهربان بود. خبر بدنیا آمدن فرزندش را شنید. خیلی خوشحال شد. ما هم خوشحال شدیم و گفتیم شاید بهانه ای باشد که آقا تقی بیشتر در کنار خانواده اش باشد. اما…

خاطرات

حاج علی هنوز جریان دارد…

یکی از روزهایی که در منطقه بودیم برای من و حسن اسکندرلو مأموریتی پیش آمد و مجبور شدیم برویم. وقتی به محل استقرار برگشتیم، حاج‌علی فضلی به همراه جانشینش، جعفر جنگروی در سمت دیگر ساختمان جلسه داشتند. بچه‌ها گفتند حاج‌علی پیغام داده وقتی…

خاطرات

کی نوبت ما می‌شود؟…

سن و سالی نداشت که وارد وادی انقلاب شد. شجاعتش از همان زمان، نمایان بود. از فرصت سفر هم برای حرکت در مسیر اهدافش بهره می‌برد. مثلا به مشهد، زیارت امام رضا(ع) که ‌رفته بود، از آنجا تعدادی رساله حضرت امام را هم…

خاطرات

هدایت در صحنه

سردار بهمن محمدی نیا به روایت هم‌رزمان: عراق پاتک سختی در منطقه داشت. سردار شهید بهمن محمدی‌نیا آمد و به ما گفت: «بچه‌ها از هیچ چی نترسید» گفتیم: «برادر محمدی‌نیا ما نیروهایمان نسبت به دشمن كم است، مهماتمان هم رو به اتمام است…

خانهدسته‌هاحساب کاربریسبد خرید
جستجو کردن