شهید یعقوب پیشیاره

شهید یعقوب پیشیاره

نام مستعار: داوود

نـام پـدر : اروج علی

تـاریخ تـولـد : ۳/دی/۱۳۴۴

مـحل تـولـد : تهران

سن: ۲۰ سال

تاریخ شهادت: ۲/مرداد/۱۳۶۵

محل شهادت: میمک

گردان: نامشخص

مزار: تهران – بهشت زهرا(س) – قطعه ۵۳ ردیف ۱۱۸ شماره ۱۴

بازتولید(جمع آوری اینترنتی و فضای مجازی)

 

زندگینامه شهید یعقوب پیشیاره

شهید یعقوب (داود) پیشیاره در سومین روز زمستان ۱۳۴۴ در جنوب شهر تهران به دنیا آمد. او پس از رسیدن به مرحله جوانی و مقارن با دفاع مقدس، به خدمت سربازی رفت و خود داوطلبانه عازم جبهه‌های غرب شد و به این ترتیب از ابتدای سربازی در جبهه‌ها بود و در طی ۱۸ماه حضور، در عملیاتهای زیادی شرکت کرد. او که عضو گروه شناسائی شده بود به داخل جبهه عراق نفوذ می‌کرد و بارها از جانب افسران مافوق خود جهت رشادتهایی که نشان داده بود مورد تشویق و تقدیر قرار گرفت.

سرانجام در بعدازظهر روز دوم مرداد ۶۵ در حالیکه رانندگی یک جیپ ارتشی را به عهده داشت در سه راهی میمک مورد اصابت خمپاره دشمن قرار گرفت و به فیض شهادت رسید. پیکر پاک وی در قطعه ۵۳ بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

بازتولید(جمع آوری اینترنتی و فضای مجازی)

 

وصیتنامه شهید یعقوب پیشیاره

به نام خداوند با حکمت

امشب که در سنگر نشسته‌ام و در سوگ شهادت دوستان و نزدیکترین همرزمانم غمگین و از هجرشان داغدار هستم این وصیّت نامه را می‌نویسم:

شهادت مرگی انتخابی است و من همیشه از خدا خواسته‌ام تا اینگونه بمیرم و مرا لایق بداند. خدایا! تو خود شاهدی که از روز اول داوطلبانه در این دفاع مقدّس شرکت کردم و در پیشگاه تو از این کیان اسلامی که وجب به وجبش بوی خون شهیدی را دارد دفاع کردم. دشمنانی که با انگیزه‌ی براندازی نظام مقدّس و الهی حاصل از خون هزاران شهید پاک و با لطف و عنایت آسمانی برقرار شد به این آب و خاک تجاوز کردند و فجایعی را به بار آوردند و روی مغولان و چنگیزیان را رو سپید کردند.

خدایا! تو خود میدانی که بارها از رفتار و عملکرد بعضی افراد دلگیر شدم ولی خود واقفی که در راهم هیچگاه شک نکردم و متزلزل نشدم و همیشه با ایمان مستحکم در تمام مواقع خطرناک جان به سردست گرفتم و جز ذکر تو نگفتم و غیر تو به کس توکّل نکردم. اکنون شاید موقعیّتی باشد که این حقیر بر حسب وظیفه و تعهّد چند توصیه و پیام به خواهران و برادرانم بکنم و نکاتی چند را بازگو کنم:

از همان روزهای نخست انقلاب مشخص بود که پیروزی انقلاب پایان راه نیست بلکه شروع و مبدأ کار است و باید همواره هوشیارانه و آگاهانه به حفظ نظام پرداخت و این ممکن نیست مگر با پیروی و اطاعت از اوامر رهبر و حفظ ارزشهای مقدّسی که بخاطر آنها انقلاب کردیم. هوشیار باشید که از خط رهبر خارج نشوید و بعضی رفتارها شما را از انقلاب و اهداف آن دلسرد نکند.

به خون شهدا و گذشت و ایثار فکر کنید و پایدار باشید و نگذارید تا جبهه‌ی اسلام با دلسردی‌ها شکست بخورد.

متوجّه باشید که شیطان اندک اندک در روح نفوذ می‌کند و از دوستی با افراد ناباب بی‌حجابی و خنده‌ها و خوشی‌های زودگذر آغاز می‌شود. دوستی دنیا سر منشأ تمام خطاها و بدی هاست.

در کارهایتان خدا را در مدّ نظر قرار دهید و جز رضای او نخواهید و در نیکی به پدر و مادر و دستگیری از فقرا بکوشید که باعث محو گناهان است. 

یعقوب پیشیاره

بازتولید(جمع آوری اینترنتی و فضای مجازی)

۲ دیدگاه ها

  1. ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ در ۱۰:۳۷ ب٫ظ

    محسن

    پاسخ

    وصیت زیبایی داره به نظرم بذاریدش مدتی صفحه اول مخصوصاً این قسمتش: از همان روزهای نخست انقلاب مشخص بود که پیروزی انقلاب پایان راه نیست بلکه شروع و مبدأ کار است و باید همواره هوشیارانه و آگاهانه به حفظ نظام پرداخت و این ممکن نیست مگر با پیروی و اطاعت از اوامر رهبر و حفظ ارزشهای مقدّسی که بخاطر آنها انقلاب کردیم. هوشیار باشید که از خط رهبر خارج نشوید و بعضی رفتارها شما را از انقلاب و اهداف آن دلسرد نکند.
    اللهم الرزقنی الشهاده

    1. ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ در ۹:۰۳ ب٫ظ

      admin2

      پاسخ

      با سلام
      پیشنهاد شما اجرا شد
      بسیار متشکریم از حسن توجه شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سایر شهدا

درباره شهید

مادر مژده بده

درباره شهید سید آیت الله طبائی عقدائی به روایت مادر شهید شبهای جمعه که می شد، سید معمولا می رفت تهران تا در مراسم دعای

درباره شهید

“روح خدا” در “راه خدا”

وقتی وصیتنامه های شهدا را تورق می‌کنیم، درمی‌یابیم که بیشتر آنها گفته اند: امام را تنها نگذارید آری شهدا عاشق امام خمینی بودند و گویی

درباره شهید

محمد؟ یا اسلام محمد؟

درباره شهید سید آیت الله طبایی عقدایی به روایت پدر شهید پسرم در جبهه بود که پسرش به دنیا آمد. وقتی برگشت، خودش اسم “محمد”

درباره شهید

نشانۀ خدا

درباره شهید سید آیت الله طبایی عقدایی به روایت پدر شهید خدا او را در ماه رمضان، ماه مهمانی خودش به ما داد. او برای

خانهدسته‌هاحساب کاربریسبد خرید
جستجو کردن