شهید هادی رشیدی علی محمدی

نام: هادی

نام خانوادگی: رشیدی علی محمدی

نام مادر: فاطمه

نام پدر: یوسف

تاریخ تولد: ۱۳۵۰/۳/۲۲

محل تولد: تهران

وضعیت تاهل: مجرد

میزان تحصیلات:

سن: ۱۵ سال

تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱۰/۲۱

محل شهادت: شلمچه

عملیات: کربلای۵

گردان: زهیر

یگان خدمتی: لشکر ۱۰ سیدالشهدا علیه‌السلام

مزار: تهران، بهشت زهرا قطعه۵۳، ردیف۸، شماره ۵

شهید هادی رشیدی علی محمدی روز بیست و دوم خرداد ۱۳۵۰، در تهران به دنیا آمد. پدرش یوسف، کارمند بود و مادرش فاطمه نام داشت.

هادی که در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشوده بود، از همان ابتدا تدین و معرفت را از خانواده ی خود فرا گرفت. چنانکه در کودکی نیز علاقه زیادی به انجام فرائض دینی داشت.

۷ ساله بود که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و شور و شوق انقلابی او را عمق بیشتری بخشید.

اوایل دوره دبستان در جلسات احکام و قرآن حضور می یافت و در گروه سرود مسجد و اردوهای بسیج شرکت می کرد. همچنین از وضعیت تحصیلی خوبی برخوردار بود و در دبیرستان رشته ریاضی را انتخاب کرد.

در ۱۴ سالگی با تلاش بسیار زیاد توانست راهی جبهه شود و بعد از گذراندن دوره های تخصصی تخریب، به عنوان تخریبچی وارد کارزار جنگ شود.

چیزی از ورودش به جبهه نگذشته بود که در عملیات والفجر ۸ مجروح شیمیایی شد، اما به خواست خدا به زودی بهبود یافت و بار دیگر راهی شد. او و دیگر دوستان کم سن و سالش در عملیات کربلای ۱ (آزادسازی مهران) توانستند چندین هزار انواع مینهای عراقی را در خطرناکترین زمان ها و زیر دید دشمن و آتش مستقیم آنان و حملات هواپیماهای متجاوز عراقی، خنثی و به غنیمت درآوردند.

سرانجام هادی در ۱۵ سالگی با تقدیم خون خود، هادیِ دیگر دوستانش باشد. وی در بیست و یکمین روز زمستان ۱۳۶۵، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شکم، به فیض شهادت رسید.

بسم الله الرحمن الرحیم

 انسان زمانیکه همتش بلند شد عاشق معبود خود می شود و بعد از آن به طرف معبود خویش پرواز می کند.

و لا تحسین الذین قتلوا فی سبیل ا... امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

(قال الله الحکیم فی القرآن الکریم)

نپندارید آنانکه در راه خدا کشته می شوند مردگانند ، بلکه از زنده گانند و دز نزد خدای خویش روزیخوارند و خود را از ذلت دنیا به عزت آخرت رسیدند.

با یاد آن خدائی که من بنده ی او هستم ، آن خدائی که مبعود من است ، به آن خدائی که می پرستمش ، به آن خدائی که محمد بنده ی اوست.

خداوندا برای آنچه میگویند مرا مواخذه مکن و مرا برتر از آنچه می پندارند قرار ده و گناهانم را که علمی به آنها ندازند بیامرز .

شبها که سویت می ایستم وقتی به آسمان پر ستاره نگاه می کنم ، وقتی که به کوه های سر به فلک کشیده می نگرم و وقتی که به دشتهای نامنتهایت نظر می افکنم ، آن وقت به حقارت خود پی می برم که این بنده ی کوچک خدا چقدر در مقابل خدا سرکش و طاغی است و پی می برم که خداوند با تمام این مسائل چقدر به بندگان خود لطف و رحمت دارد .

ان ا... تعالی شاء ان یراءک قتیلا

بدرستی که خدا خواسته است تو را کشته ببیند . ( قسمتی از سخنان پیامبر اکرم به حضرت سید الشهدا(ع) )

هر محکمه ای شاهدی می خواهد تا حق در ان دادگاه بر کسی نشیند و ظلمی از ظالمان آشکار شود همچنین است محکه تاریخ – محکمه ای که دادخواه آن مردمان آزاده و حق طلبان مجاهدی هستند که درد تازیانه ظلم را حس کرده و یا نصیبی با واسطه یافته است .

در این محکه شاهدانی بنام «شهید» با تمام شجاعت و شهامت و با وجود فشارها و ممانعتها بر علیه ظلم ظالمان قیام کرده و به سوی تمام مظلومان معصوم تاریخ شهادتی قاطع و مؤثر می دهند .

رهبر این شهیدان حسین ابن علی (ع)  است که با تمام وجود در محکمه تاریخ حاضر شده او برای استناد کلام خودش تمام هستی خود را در جایگاه شهود آورد . تا دیگر نگویند او کاذب است . او شهادتش را داد و ما را نیز بر شهادت برانگیخت تا ما نیز همانند او با تمام هستی خود شهادت بدهیم که :

الملک – و جاء الحق و ذهق الباطل و ان الباطل کان ذهوقا .

سخنی دارم با پدر و مادر عزیز و مهربانم

خداوند می فرماید: من خود ، خانواده ی شهید را شفاعت می کنم

پدر و مادر عزیز و داغ دیده ام من امانتی در دست شما بودم و شما امانت دار و باید امانت را به صاحب اصلی خود برگردانید و شکر خدا را بجای آورید همه چیز را امانت از سوی خدا داشتن همان منطق انا لئله و انا الیه راجعون است و طریقه ی برگرداندن این مانتها نیز در همین منطق نهفته است و این را مد نظر خود قرار دهید که آنچه در حساب خدا مایه ی ارزش اعمال است ، کیفیت اعمال است نه کمیت آنها .

و پدر و مادر عزیزم مبادا شیطان صبرتان را از بین ببرد ، زاهد باشید که بی رغبتی به زندگی دنیاست . و انشاءا... که بنده ی حقیر را حلال می کنید.

و همچنین سخنی دارم با برادران و خواهرانم

اخلاص در امور را هر چه قلیل باشد پیشه کنید و برای خدا خالص کردانید و آگاه باشید جائی که اخلاص نباشد اختلاف هست و جائی که اختلاف باشد خودپرستی است که در نتیجه در آنجا شیطان ام الفساد وجود دارد.

در جمیع حالات بفکر و ذکر خداوند باشید . ذکر خداوند به هر شکلی همیشه بر لبتان و یادش در قلبتان باشد . در پاک کردن نفس خود جدیت بخرج دهید که وقت تنگ است و همیشه صادق باشید ، چرا که صدق مقدمه ی هدایت و تضمین کننده ی نجات و سعادت است .

خواهرانم : حجابتان را حفظ کنید که سفارش تمام شهیدان است .

پیامم برای برادران و خواهرانم اینست

آگاه باشید که راه سعادت چنگ زن به ریسمان اسلام و پیمودن راه انبیاء و ائمه اطهار (ع) می باشد . فریباین دنیا و تجمل پرستی را نخورید . دنیا به هیچ کس وفا نمی کند و برای احدی پایدار نخواهد ماند .

خود را برای وصال محبوب آماده سازید ، علاقه های مادی را کم کنید و علاقه های معنوی را در دل زیاد کنید ، به ایمان و عمل صالح چنگ بزنید و از این چند روز عمر زودگذر بهره کافی برای جمع آوری توشه آخرت را ببرید، همانطور که مولایم علی (ع) می فرماید : اگر همتتان را برای آخرت قرار دهید اصلاح می شوید .

مرگ سراغ همه خواهد آمد . این بستگی به نوع ان دارد، مرگ با عزت یا با ذلت، کدام را بخواهیم که همانطور که پیرو مولایمان حسین (ع) هستیم انشاءا... مرگ با عزت را انتخاب می کنیم .

پروردگارا : از بنده ی عاصی گناه سرزند و از آقا گذشت و بزرگی بویژه که اگر سرورش در کریم العفو باشد .

خدایا : از من گناه کرده ام شرم دارم که بگویم ولی تو خود غفار هستی و به رحمانیت خود .

بار خدایا :بعد از آنکه تقصیر و اسراف بر نفس خود داشتم در حالیکه پوزش می خواهم و پیمانم و شکسته ام عفو خواهم به آمرزش می طلبم باز می گردم به گناه و خوش اقرار و اعتراف دارم و از گناهیکه از ن سر زده گریز گاهی پیدا نمی کنم و نه پناهگاهی که در گرفتاری به آن روی آوردم ( و لا یمکن الفرار من حکومتک ) جز اینکه بپذیری عذر مرا و مرا در رحمت بی پایانت درآوری .

اگر مرا ببخشی عفو تو نجات بخش من است وگرنه به گناه مهلک هلاک خواهم شد .

(الهی العفو)

در ره عشق جان به چه ارزد

نمایه محتوا: بازتولید (جمع‌آوری اینترنتی و فضای مجازی)

گالری تصاویر

۰ ۰ رای ها
رأی دهی به مقاله
مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x