شهید محمدعلی نقاشیان

شهید محمدعلی نقاشیان

تاریخ تولد: ۱۴/فروردین/۱۳۴۴

تاریخ شهادت: ۲۸/فروردین/۱۳۶۴   /  1/اردیبهشت/۱۳۶۴

سن: ۲۰سال

محل شهادت: جزیره مجنون

گردان: نامشخص

مزار: تهران – بهشت زهرا(س) – قطعه ۲۷ ردیف ۱۲۸ شماره ۱۰

بازتولید(جمع آوری اینترنتی و فضای مجازی)

زندگینامه شهید محمدعلی نقاشیان

شهید محمدعلی نقاشیان متولد ۱۴ فروردین‌ماه ۱۳۴۴ بود.

وی از کودکی در مسجد، قاری قرآن، مکبر و ادعیه خوان بود. در گروه کمیل عضویت داشت و با دوستان شب‌های جمعه به منازل شهدا می‌رفت دعای کمیل می‌خواند. بعدها مسئول عقیدتی پایگاه بسیج شد و همزمان در حوزه علمیه هم درس می‌خواند.

از دغدغه‌هایش رسیدگی به خانواده‌های کم بضاعت بود. از خصوصیات بارز او؛ اخلاق حسنه، آرامش، تواضع، تلاوت قرآن، احترام به پدر و مادر را می توان نام برد.

با آغاز جنگ راهی جبهه شد و چندین بار مجروح شد. یک بار نیز موج انفجار او را گرفت، اما هر بار پس از بهبودی، دوباره راهی منطقه می‌شد.

بعد از اولین بازگشت از جبهه به لباس روحانیت ملبس شد و آیت‌الله هاشمی رئیس حوزه علمیه از او به عنوان یک روحانی استثنائی یاد کرد.

بعد از ملبس شدن با لباس روحانیت به جبهه می‌رفت.

در عملیات خیبر در تاریخ ۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۶۴ بر اثر بمباران هواپیماهای دشمن ترکشی به قلبش خورد و شهید شد. پیکرش در قطعه ۲۷ بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

بازتولید(جمع آوری اینترنتی و فضای مجازی)

خاطراتی درباره شهید محمدعلی نقاشیان

  • مادر شهید:

با وجود اینکه بزرگان می‌گویند صبر و مجاهدت خانواده‌های شهدا کمتر از شهیدشان نیست، باید بگویم ما به هیچ وجه معرفت و شناخت شهدا را نداریم.

هیچ شیرینی برای پدر و مادر بالاتر از این نیست که اولادش صالح باشد و هیچ تلخی بالاتر از تربیت بد فرزند نیست. محمدعلی از همان کودکی بسیار با ایمان، خوش‌ قلب، پاک و مطیع بود.

هنوز به سن تکلیف نرسیده بود اما نماز شب می‌خواند. برای خواندن نماز شب به مسجد می‌رفت و بعد از خواندن نماز صبح به خانه می‌آمد. محمد‌علی به خاطر این ویژگی‌‌ها سبب شده بود که ما شیرینی صالح بودنش را بچشیم.

بسیار مؤدب بود، همیشه در منزل مؤدبانه روی دو زانو می‌نشست.

نگران بودم مبادا شهید شود با خود فکر می‌کردم که اگر شهید شود ما چه کنیم، چه کسی به پدرش رسیدگی کند. اما در همین حال شیطان را لعنت کردم و فرزندم را راهی جبهه کردم.

  • همرزم‌ شهید:

ما از کودکی با هم در یک محل زندگی می‌کردیم. به یاد دارم علی اخلاق خاصی داشت و در بازی‌های کودکانه شرکت نمی‌کرد. از همان دوران برای خواندن نماز جماعت به مسجد می‌رفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس