شهید محسن ارغنده

شهید محسن ارغنده

 

نام پدر: محمود

نام مادر: اقدس

ولادت: ۲ اسفند ۱۳۴۸

محل تولد: البرز – ساوجبلاغ – روستای فشند

سن: ۱۷ سال

شهادت: ۳۰ آذر ۱۳۶۵

محل شهادت: اردوگاه کوثر

نحوه شهادت: انفجار نارنجک

گردان: حضرت علی اکبر(ع)

مزار: فشند

#آرشیو گردان حضرت علی اکبر(ع)

 

زندگینامه شهید محسن ارغنده

محسن ارغنده ؛ دوم اسفند ۱۳۴۸، درروستای فشند از توابع شهرستان ساوجبلاغ به دنیا آمد. پدرش محمود و مادرش اقدس نام داشت. خانواده وی از روستائیان مومن و از قشر کشاورز و بسیار ساده و با صفا بودند.

از کودکی‌، ایمان توکل صداقت و تلاش را آموخت و همواره در زندگی کوتاه اما پر برکت خویش به کار بست.

او هم دانش‌آموز اول متوسطه در رشته انسانی بود هم در بسیج خدمت می‌کرد.

وی در سی‌ام آذر ۱۳۶۵، در اردوگاه کوثر شلمچه، هنگام آموزش نظامی بر اثر انفجار سهوی نارنجک و اصابت ترکش آن به سر، شهید شد. مزار وی در گلزار شهدای زادگاهش شهرستان هشتگرد قرار دارد.

#آرشیو گردان حضرت علی اکبر(ع)

 

وصیتنامه شهید محسن ارغنده

بسم رب الشهدا و الصدیقین

به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا

سلام و درود بر یگانه عالم تابناک بشریت که امید و چشم همه مستضعفان جهان به ظهورش دوخته است و با درودی بیکران بر نائب بر حقش امام امت خمینی بت شکن که بساط ظلم و زور و تاریکی از ایران اسلامی برچید و با سلامی بی کران بر شهیدان خفته بر خون انقلاب اسلامی که چراغ راه عالم بشریت و مستضعفان هستند. باز هم با درود بر این امت حزب الله که این چنین جوانانی پاک و نیکوسرشت تربیت کرده اند و به جامعه تحویل داده اند.

خداوندا! تو می دانی من در دنیا هیچکدام از اعضای بدنم را در خدمت به مسلمین و اسلام نگرفته ام و خیری به مسلمین و بندگانت نرسانده ام. بارالها! تو خود می دانی اگر بنده تو توبه کند او را می بخشی. خدایا! من فقط به درگاه تو پناه می برم و تو بخشنده تر از همه ای. خدایا! مهربانتر از تو هیچ کس نیست. خدایا! مهربانتر از تو به جان خودم کسی را نمی شناسم و سخت شرمنده ام که در حق این خالق لطیف چه بدیها که کرده ام. خدایا! چقدر شرمنده ام که با تمام نافرمانیها گناهها و عصیانها باز هم اینقدر در موردم کرم داری.

الهی! من چه چیز دارم که به واسطه آن مرا داخل بندگان پاک گردانیدی!؟ از توست جبهه آمدنم، جنگهایم، رزمم، شهادتم همه و همه کرامت توست. من هیچم و هیچ ندارم. خدایا! تو زشتی های مرا در این دنیا پوشانده ای. اگر روز محشر من را رسوا کنی! خدایا! تو خود به ما آموختی هدایت کنیم و تو خود گفتی مرا بخوانید و تو گفتی از رحمت من در هیچ صورت نا امید نشوید و من صدایت می کنم که ای غفار! به تو پناهنده شده ام. پناهنده خودت را مران. ما در پیشگاه تو روسیاهیم. سیاهی رویم را با سرخی خونم پاک کن و مرا پاک از دنیا ببر و دنیا بماند برای کسانی که هستند و هیچ عملی در خود ندیدیم مگر اینکه تو به من دادی و من همین جانم را برای رسیدن به تو به درگاهت آورده ام به تمامی بزرگی ات قسم می دهم که این هدیه آلوده را قبول نما الهی آمین چند خطی می نویسم برای کسانی که بعد از من این وصیتنامه را می خوانند:

برادران و خواهران و مادران و پدران، خدایا را همیشه به یاد داشته باشید و تا می توانید کارهایتان و اعمالتان فقط برای رضای خداوند متعال باشد به اسلام و مسلمین تا حد ممکن خدمت کنید و فرزندانی را تربیت کنید که راهشان راه الله و روح شان پاک و قلب شان سفید و پاک و عشق به خدا داشته باشد. در این دنیا گناه نکنید که عذاب خدا سخت است و این انقلاب بهترین امت خدا برای شما است و همیشه یار و همراه این امام خمینی(ره) که نائب بر حق حضرت مهدی (عج) است باشید و هرگز خدای ناکرده طوری نشود که امام را تنها بگذارید. از امام جدا نشوید. در ضمن کسانی را که واقعا مخالف این انقلاب و این امت اسلامی و جنگ هستند در تشییع جنازه ام شرکت نکنند و کسانی که خدای نکرده انحراف دارند و از این تشییع جنازه به راه اسلام برگردند عقیده شان فقط خدا باشد.

و چند خطی برای خانواده ام می نویسم که ای مادر عزیز و ای مادر رنج دیده ام که واقعا جای ملائک زیر پای شما باز است و در بهشت به روی شما باز است. من هرگز نتوانسته ام قطره ای از زحمات تو را و لحظه ای از بیداریهای بی وقت تو را جبران کنم. تو بودی که من را در شبهای کودکی ام بغل می کردی و نوازشم می دادی. این همه به خاطر من بنده حقیر خدا بودم مرا حلالم کن و مرا ببخش که با تو بدرفتاری کردم و صبر داشته باش و دعا کن که خدا امانتی که به تو داده و حال که آنرا پس گرفته قبول کند و خیلی خوشحالم که فرزندت را به خدا هدیه کردی و اگر خواستی برایم گریه کن در گوشه ای تنها گریه کن. تا دلت آرام گیرد و صبر و بردباری را پیشه کن و همیشه به یاد خدا باش .

و ای پدر مهربانم که تو روز و شب برایم کار کردی تا من زندگی کنم و آرام باشم دستهایت به خاطر من پینه زده از شما خجالت می کشم مرا به خاطر اشتباهاتم ببخش و صبور و بردبار باش و تقوا را پیشه کن. افتخار کن که فرزندت در راه خدا داده ای و دعا کن که خدا آنرا قبول کند .

برادران عزیزم و خواهران محبوبم از روی شما خجالت زده ام که همیشه شما را در زحمت انداخته بودم و شما را به خاطر کارهایم ناراحت می کردم و بار سنگینی بر روی دوش شما گذاشتم و مرا به خاطر اشتباهاتم ببخشید و مرا حلال کنید و مادر و پدر را دلداری دهید و در آنها صلح و صفا را بوجود آورید و در پی رفاه زندگی آنها باشید و از شما تقاضای خدمت به اسلام و مسلمین دارم و بردباری و صبوری خدا را پیشه خود سازید

و ای دوستان عزیزم به شما نوید پیروزی اسلام و مسلمین می دهم و شما را به اتحاد و تقوا دعوت می کنم و راه شهیدان را ادامه دهید و نگذارید که خون شهیدان زیر پای عده ای از ضد انقلابیون و ضد مسلمین پایمال شود.

اگر با شما بد رفتاری کردم مرا ببخشید و حلال کنید و راهم را ادامه دهید.

ای فامیلها اگر بدی و خوبی برای شما کرده ام مرا ببخشید

والسلام علیکم ورحمته الله وبرکاته

امام را دعا کنید.

خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.

به امید پیروزی رزمندگان اسلام در سراسر جهان.

#آرشیو گردان حضرت علی اکبر(ع)

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس