شهید علی اصغر صادقی

نام: علی اصغر   |   نام خانوادگی: صادقی

تاریخ ولادت: ۱۳۴۵/۸/۱۹   |   محل ولادت:    |   سن: ۲۱

تاریخ شهادت: ۱۳۶۶/۱۰/۲۵   |   شهادت: سلیمانیه، عملیات بیت المقدس ۲

مزار: گلزار شهدای بهشت زهرا (س)، قطعه ۲۹، ردیف ۴، شماره ۸

سمت: فرمانده تیپ یک ثارالله، فرمانده فرماندهى تیپ الزهرا (س) و گردان زهیر لشکر ۱۰ سیدالشهدا

 

زندگینامه شهید علی اصغر صادقی

علی اصغر؛ دومین پسر خانواده بود. او در ۱۹ آبان ۱۳۴۵، پس از علی اکبر دیده به جهان گشود.

شهید علی اصغر صادقی سالهای اول جنگ یک دستش را وقتی داشت مین خنثی می کرد از دست داده بود. وی سپس به سمت فرماندهی تیپ یکم ثارالله لشکر ده سیدالشهدا منصوب گردید.

حاج علی اصغر در عملیات بیت المقدس ٢ در سمت فرماندهى تیپ الزهرا (س) و گردان زهیر لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) به شهادت رسید.

بعد از او، برادرش علی اکبر نیز در شمال سلیمانیه عراق به شهادت رسید. شهید حاج علی اکبر صادقی برادر علی اصغر، پیک لشکر ٢٧ محمدرسول الله (ص) بود. علی اکبر همان شهیدی است که در قبر به خواست و تقاضاى مادرش به روی او لبخند زد.

 

بخش‌هایی از وصیتنامه شهید علی اصغر صادقی

«اگر جسد یا قسمتی از جسدم به دستتان رسید هر کجا خواستید دفنم کنید ولی بهتر است در بهشت زهرا باشد زیرا دوستانم در آنجا هستند. به کسی بدهکار نیستم و از کسی نیز طلبی ندارم ولی اگر کسی ادعا کرد بدهکاریم را بپردازید.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.

این را هم بگویم که ما راه کربلا را جارو کرده ایم و با خون خود راه را جارو کرده ایم تا بتوانید به راحتی از این راه ها به زیارت قبر سیدالشهدا(ع) بروید ولی در آنجا نیز این حقیر را از دعای خیر خود فراموش نکنید و از مولا بخواهید که این حقیر را در راه خودش بپذیرد انشاءالله.»

  

« پروردگارا

تو می دانی که من به طمع بهشت تو و یا ترس از آتش جهنم به جبهه نیامدم

بلکه تو را لایق پرستش یافتم و به عشق حسین(ع) به جبهه آمدم

ای آنکه به خود و عبادتت می نازی

در شب، کرم شب تابی را دیده ایم، فکر کرده ایم طلاست

اگر روز نگاه کنیم، می فهمیم که کِرمی بیش پیدا نکرده ایم

بله عباداتمان را با این چشم دنیایی نگاه کرده ایم

دیدیم در آن چیزی هست

ولی آفتاب حقیقت در آن ساعات مرگ، همه چیز را روشن می کند

ای اهل عقل

وقتی که روشن شود، حقیقت کشف می گردد و خودمان خجالت می کشیم از همین عبادت ها

وای بر آن روزی که نهان ها آشکار شود.»

 

«جسم مرا تو تکه تکه گردان باز باید شکر تو را گویم زیرا این جسم را تو دادی و روح را تو دادی اعمالی که برای تو بجا آوردم سببش را تو دادی نیتش را عقل را دست و پا را که برای انجام عبادت لازم است تو دادی و من از همه آنها برای عبادت استفاد کردم و باید شکر آن را بجا می آوردم بلکه باید شکر انرا که بدرگاهت راهم دادی و آمدم را بجای آورم.»

«ای آنکه به خود و عبادتت می نازی بر فرض که بنا به مردن باشد ببینیم چه داریم؟

راستی اگر انسان مردنی شد چه به او تعلق میگیرد؟… مثلا ده رکعت نماز خواندیم چند دقیقه وقت صرف آن کردیم؟… خوب ربع ساعت. کارمزدش چقدر است؟ با کسانیکه شب زنده داری کردن سحرها بیدار شدند؟

اگر بنا بشود با عدل با ما رفتار شود هیچ نداریم.»

 

«بدبخت کسی که خیال کند از خدا چیزی طلبکار است.

آخر خدا نیازی به عبادت من و تو ندارد نیازی به حفاظت دین از جانب من و تو ندارد، خودش می تواند آنرا حفظ کند که می کند.

خدا دارد ما را آزمایش می کند و ما وسیله هستیم.

آخر من و تو چه هستیم که عملمان چه باشد؟»

 

العبد العاصی و الحقیر علی اصغر صادقی۹/۱۲/۱۳۶۳

 

آثار تولید شده درباره شهید علی اصغر صادقی

دوازدهمین جلد از مجموعه خاطرات دفاع مقدس به مرور خاطرات دو برادر شهید علی اکبر و علی اصغر صادقی پرداخته است.

انتشارات: یا زهرا

 

گالری تصاویر


۳ دیدگاه ها

  1. ۱۶ فروردین ۱۴۰۱ در ۱۰:۱۳ ب٫ظ

    محمد رضا دایی دایی

    پاسخ

    درگردان این شهید عزیز بودم که باعث افتخار بنده است امشب دلم گرفت به یادش جستجو کردم عکس هایی به یادگار دارم ولی نمی دونم چطور منتشر کنم

    1. ۱۸ فروردین ۱۴۰۱ در ۰:۱۱ ق٫ظ

      admin3

      پاسخ

      با سلام ممنون از پیام شما
      لطفا با واتس اپ شماره ۰۹۰۳۱۰۰۷۰۶۵ ارتباط بگیرید

  2. ۲۵ دی ۱۴۰۰ در ۸:۲۵ ق٫ظ

    علیرضا فخیمی

    پاسخ

    سلام
    احتمالا تاریخ تولد شهید را اشتباه نوشته اید یا سن شهید را اشتباه محاسبه کرده اید،
    در ضمن شهید علی اصغر که در زمان شهادت من از سربازان ایشان بودم در بیت المقدی ۲ روز ۲۵ دی ۶۶ بود که تاریخ شهادت علی اکبر قید شده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سایر شهدا

درباره شهید

مادر مژده بده

درباره شهید سید آیت الله طبائی عقدائی به روایت مادر شهید شبهای جمعه که می شد، سید معمولا می رفت تهران تا در مراسم دعای

درباره شهید

“روح خدا” در “راه خدا”

وقتی وصیتنامه های شهدا را تورق می‌کنیم، درمی‌یابیم که بیشتر آنها گفته اند: امام را تنها نگذارید آری شهدا عاشق امام خمینی بودند و گویی

درباره شهید

محمد؟ یا اسلام محمد؟

درباره شهید سید آیت الله طبایی عقدایی به روایت پدر شهید پسرم در جبهه بود که پسرش به دنیا آمد. وقتی برگشت، خودش اسم “محمد”

درباره شهید

نشانۀ خدا

درباره شهید سید آیت الله طبایی عقدایی به روایت پدر شهید خدا او را در ماه رمضان، ماه مهمانی خودش به ما داد. او برای

خانهدسته‌هاحساب کاربریسبد خرید
جستجو کردن