شهید سعید ناصری

نام : سعید

نام خانوادگی : ناصری

نام مادر : غنچه

نام پدر : حبیب الله

تاریخ تولد : ۱۳۴۸/۴/۱

محل تولد : خلخال، میانه، روستای استانجین

وضعیت تاهل : مجرد

میزان تحصیلات : سوم متوسطه

سن : ۱۸ سال

تاریخ شهادت : ۱۳۶۶/۱۰/۲۶

محل شهادت : ماووت

عملیات : بیت المقدس۲

یگان خدمتی : لشکر ۱۰ سیدالشهدا علیه السلام

گردان: زهیر

مزار : تهران، بهشت زهرا (س)،قطعه ۲۹ ردیف ۵۲ شماره ۳

شهید سعید ناصری در نخستین روز تابستان ۱۳۴۸، در روستای استانجین (از روستاهای شهر میانه / خلخال) چشم به جهان گشود. پدرش حبیب الله و مادرش غنچه نام داشت.

سه ساله بود که بهمراه خانواده به تهران آمده و در محله علی آباد جنوبی ساکن شدند. ۵ سال ابتدایی را در مدرسه ارشادی فر (ملکه توران سابق) و دوره راهنمائی را در مدرسه توحید گذراند. سپس وارد هنرستان فنی شهید فولادوند شد. همزمان با تحصیل، در بسیج محل نیز بسیار فعال بود. هم مسئول پایگاه فجر (در انتهای ۲۴ متری علی آباد) بود و هم جزو اعضای اصلی کادر ناحیه ۲۶ مسجد جامع. مسئولیتهای مختلفی در بسیج پایگاه فجر داشت مثل: آموزش نظامی، تبلیغات و پرسنلی.

اوایل جنگ به دلیل سن و سال کم نمی توانست در جبهه حضور داشته باشد، تا اینکه سال ۱۳۶۶ بالاخره توانست پدر را راضی کند و عازم شود. او به بهانه انجام کارهای فنی به جبهه رفت، در حالی که هدفش شرکت در رزم بود.

سعید تا سوم متوسطه در رشته فنی درس خواند. سپس به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. وی در بیست و ششم دیماه ۱۳۶۶، در ماووت بر اثر اصابت گلوله به گوش به فیض شهادت رسید. مزار او در قطعه ۲۹ بهشت زهرای تهران واقع است.

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیت نامه حقیر گنهکار سعید ناصری

قال الله عظیم و فی کتاب کریم: عندالله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص

 

با درود و سلام بر یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود(عج)، و با درود و سلام بر امام راستین مکتب توحید و شهادت و با سلام بر شما خانواده های شهدا و ملت سلحشور ایران و خانواده محترم. ابتدا، لازم میدانم قبل از شروع به نوشتن وصایای هر چند ناچیز، متذکر شوم که بخدا قسم من خود را هیچ قابل نمیدانم که برای شما ملت شهیدپرور و خانواده محترم وصیتی داشته باشم، ولی چون بر هر فرد مسلمان لازم است این امر، و حالا که وصیت مینویسم هیچ امیدی به شهید شدن ندارم، الا به لطف و عنایت خداوند منان و لازم میدانم یک محکی به گذشته داشته باشم.

تاریخ باز تکرار شد و تکرارآن از مرحله خواندن یعنی تئوری به مرحله عمل درآمد. حکومت طاغوتیان بصورت امپریالیسم کنونی شرق و غرب و ابوجهل ها در لباس صدامیان در پناه مذهب باز ظاهر شدند، اما ابوذرها، سلمانها و بلالها و..... در جوار رهبر زمان ساکت نخواهند نشست تا افرادی چون صدام برای آنها آیه بخوانند. در این مراحل، ایران اسلامی رشد میکند و حکومت ابرقدرتها به تزلزل می افتد. بی تردید جنگ تحمیلی را میتوان بارزترین و عمده ترین توطئه استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی ایران دانست، زمانی که در سال ۵۹ تهاجم وسیع رژیم بعث عراق علیه ایران آغاز شد، بعثیون کافر و سربازان فریب خورده وابسته عراق، سرمست از عقاید جاهلانه و مغرور از تلقینات احمقانه صدام، تانکهایشان را از مرزهای بی حفاظ گذرانده و مناطق را اشغال نمودند، آن زمان بسیاری تصور میکردند که جمهوری اسلامی بزودی از پای در خواهد آمد، اما حماسه بزرگ عصرآغاز شد، چرا که انقلاب را یاران دیگری است که همیشه در فرازهای حساس تاریخی به یاری این امت مظلوم برخاسته اند و اینچنین بود که با همت دلاورمردان امت و کاروان پربار شهیدانمان و استقامت رهبر و امام عزیزمان، هجوم دشمن کافر در هم شکست و سیل خون ایثارگران اسلام، راه را بر یورش قبیله جلادان بربست. آن روزهای سخت گذشت و سرانجام زمان پیروزی و ظفر فرا رسید و کربلای حسین نمایان شد و ای عزیزان و آنهائی که توان رزمی دارید، با حضور در جبهه ها، کربلای حسین و یاران شهیدش را فتح کنید و راه شهدا که همیشه خط شهداء را سیدالشهداء تعیین کرده ادامه دهید و نگذارید سلاح سرشار از ایمان و استقامت بر زمین بیفتد.

بارخدایا، رحیما، کریما، غفورا، ای گشاینده اندوه و زداینده غم، ای برنده غصه ها و ای برآورنده دعای بیچارگان، ای خدای بخشاینده در دنیا وآخرت، و ای خدای مهربان، ای غیاث مستغیثین و ای نیاز نیازمندان، رحم کن بر من گنهکار و میدانم اگر با عدل خویش با من گنهکار برخورد کنی به جلالت قسم از بیچارگان هستم.

چند کلامی با خانواده و اقوام خویش:

پدر و مادر:

پدر عزیزم سلام. چگونه بگویم که تو خود برای من انقلاب ناطقی، پس چه بهتر که عرض کنم همچون حسین(ع) که فرزند خویش علی اکبر را به میدان فرستاد، شاد و خوشحال باش و فرزند حقیرت را که واقعا موجب دردسر برای شما بودم ببخش و پیروزی رزمندگان را از خدای منان تقاضا کن. چون دعای شما و کلیه خانواده های معظم شهدا است که به یاری خداوند، این ظفرها را رزمندگان می آفرینند.

مادر عزیز سلام. سلامی از اعماق قلب حقیرم بر شما اسوه پاکی و استقامت. مادر عزیزم گرچه فرزند عزیز است ولی مکتب توحید عزیزتر از فرزند است و اگر شهید شدم مرا حلال کن و در برابر دشمنان محکم و استوار باش، تا استواری تو باعث فنا و نابودی آنان گردد.

و پدر و مادر عزیز، این را هم بگویم که خود بهتر واقفید که فرزند امانتی است از خداوند و چه بسا این امانت را به نحو احسن و به میل صاحب امانت که خداوند است پس دهید و هیچ ناراحتی و اندوه ندارد و خوب میدانم که همانطور که خواهرزاده و داماد خویش را فدای انقلاب اسلامی و امام نمودید و هیچ ناراحتی به خود راه ندادید، فرزند حقیرت را هم همانطور فدا میکنید و همیشه استوار و اسوه تقوی و نیکی می باشید.

برادران عزیزم سلام، سلامی ناقابل، برادرانم، خوب میدانم که من برای شما برادر خوبی نبودم و این را هم میدانم که خیلی مهربان هستید. مرا ببخشید. از نیروی جوانی تان برای اعتلای حق استفاده کنید و ادامه دهنده راه  شهیدان باشید. پدر و مادر را تنها نگذارید، چون آنان بمنزله قلب من هستند و از شما میخواهم که همیشه خداوند را در نظر بگیرید و به خاطر رضای خدا کلیه کارهایتان را انجام دهید، از جمله در دروس و راه یافتن به دانشگاه. اما خواهران عزیز و زن داداش مهربان که همواره مانند خواهر برای من بودید، سلام عرض میکنم. امیدوارم بپذیرید و خود بهتر واقفید هر انقلاب و پیروزی دو چیز میخواهد: یکی خون و دیگری پیام خون، که البته حفظ حجاب مهمتر از خون من است و از شما میخواهم زینب وار باشید و این رسالت را شما بر دوش دارید، چون بدون پیام، خونی وجود نخواهد داشت و فرزندانتان را ادب و تربیت کنید و از صالحان که رضای خدا باشد قرار دهید .

سخنی چند با عمه های شهیدپرور، کلیه مادران و پدران شهداء دارم.

از شما میخواهم که مانند حضرت زینب"س" استوار باشید و بنده حقیر را هم دعا کنید. شاید از توفیقات فرزندانتان به این حقیر لطفی شود.

و اما دوستان و برادران بسیجی و عضو انجمن اسلامی، خواهشمندم جز اسلام از چیز دیگر تبعیت نکنید و اتحاد خود را محکم تر نمائید، چون دشمنان هر لحظه درصدد از بین بردن این اتحاد بوده و راحت نخواهند نشست. اینقدر با هم و در بین هم دوتیرگی نداشته باشید و همیشه در خط امام باشید و به خانواده های معظم شهداء سرکشی کنید، خصوصا فرزندان شهداء.

ضمنا از خوانندگان التماس دعا دارم و لازم است بگویم که این وصیتنامه را نه بعنوان وصیت، بلکه فقط بعنوان چند کلام از زبان حقیر چون در حد وصیت نیست.

در خاتمه از کلیه عزیزان طلب حلالیت میکنم و عزیزانی که از بنده طلبی دارند از خانواده بنده بگیرند و حلال کنند. چون به حد کافی گنهکار هستم دیگر فکر نمیکنم بتوانم طاقت زجر حق الناس را داشته باشم.

پیروزی رزمندگان و فرج امام زمان"عج" را از پیشگاه خداوند متعال خواستارم.

خانواده محترم و اقوام مرا حلال کنید.

 

خداحافظ 

فرد حقیر و گنهکارخدا 

"سعید ناصــــــــــــری"

"امــــــــام را دعــــــــــــا کنیـــــــــــــد" ساعت ۳۰/۹ شب۲۳/۱۰/۶۶

نمایه محتوا : بازتولید (جمع آوری اینترنتی و فضای مجازی)

مطالب مرتبط

گالری تصاویر

مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
1 دیدگاه
قدیمی ترین
جدید ترین بیشترین امتیاز
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
ناشناس
ناشناس
1 ماه پیش

سلام. شهید والامقام سعید ناصری از شهدای گردان زهیر است.

1
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x