برچسب: یادداشت

۰

فرماندهانِ فرمانبَر

گر غریبه‌ای وارد اتاق فرماندهی می‌شد، نه میزی می‌دید، نه صندلی و نه حتی یک فرق کوچکی که بفهمد اینجا اتاق فرماندهی است. همه روی زمین می‌نشستند؛ حتی فرمانده.

۰

کاش برگردی…

درست ۳۸ سال و ۶ ماه و ۱۲ روز است که ندیده‌ات، پیر شده است اما حافظه‌اش، تقویمِ دقیق نبودنت شده و زمان برایش ایستاده روی همان ساعتی که پیشانی‌ات را بوسید، از زیر...

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس