در گلو مانده مرا فریادها…

شهید میرعلی اسکویی، نفر پنجم از سمت چپ

سروده مادر شهید برای شهید حسن بهمنی

«در گلو مانده مرا فریادها»

ای بهار خفته در آغوش خاک *** از فراق تو شقایق چاک چاک

ای طلوع صبح روشن در زمین *** عاشقان را خسته در هر سو ببین

زخمه از نیرنگ ها بر پای تو *** در گلو گشته خفه آوای تو

از چه خاموشی ز غوغا و خروش *** از چه ناید بانگ تو بر جان گوش

یاورانت خسته تن استاده اند *** بار غم بر دوش من بنهاده اند

دل ورای سینه شان افسرده است *** لیک شور و عشقشان نفسرده است

بی تو خاموشم ز غوغا و سرود *** کوکب رخشان این چرخ کبود

فکر تو از باغ معنی دست چین *** ای سزاوار هزاران آفرین

ای پلنگ بیشه زاران ستیز *** روبهان از خوف تو اندر گریز

ای تو بر بام وجودم آفتاب *** رفتنت می سازدم آشفته خواب

آشیانم بوی تو دارد هنوز *** تا بیایی خانه پندارد هنوز

طور رفتی عقده دل وا نشد *** قسمت تو دیدن موسی نشد

نقش مبهم می زند پرواز تو *** نغمه ها از راز دارد ساز تو

سخت گمنامی تو اندر یادها *** در گلو مانده مرا فریادها

خون دل شد قسمت فرزانگان *** سیم و زر اندوختند بی مایگان

پر ز هیهاتم من و مهر سکوت *** راز دل با تو بگویم در قنوت

مادر شهید حسن بهمنی

۲۵ اسفند ۱۳۹۲

*شهید حسن بهمنی مسئول طرح و عملیات لشکر۱۰ سیدالشهدا علیه السلام در ۲۴ اسفند ۱۳۶۳ در شرق دجله، حین عملیات بدر، به شهادت رسید.

دیدگاه بگذارید

avatar
  مشترک شدن  
اطلاع رسانی کن